Pages

Sep 6, 2025

test a schegeled post

Its a text for test the bloger

نوسنالژی زمستان

الان چند روزه که از سر صلات صبح تو رادیو، تا اخبار پس از شامگاهی تو تلویزیون، مدام اعلام می‌کنند....

که  زنهار.  هشدار ، 

 آگاه باشید که هوا این هفته سرد خواهد شد .....  

حالا که چی؟ چند درجه ،  فقط چند درجه‌ ناقابل هوا قراره سرد بشه .

 مطمئنم که کل سیستم هواشناسی رو، این جدیدی‌های بیسواد  اداره می‌کنند که اینقدر هول و ولا برشون داشته ،

 و گرنه قدیمی‌ترها خوب یادشونه زمستونای سرد و بخاری‌های نفتی پِِت پِتی رو ....

خرمن‌های سفید برف و چکمه‌های رنگی کفش ملی رو ...


اون زمانا از اول مهر، هوا رو به خنکی می‌رفت، آبان دیگه سرد بود. اصلا مدرسه‌ها بخشنامه داشتند از وسط آذر بخاری‌ها رو روشن می‌کردند، قبلش باید تیک  تیگ می لرزیدی تو کلاس . 


از همون اول پاییز، لباس کاموایی‌ها و ژاکت‌ها و کلاه‌کش‌ و شال‌ها ،  از تو بقچه در میومد .

 کی مثل الان با یه تا پیرهن و تی‌شرت میگشت تو خونه؟ 

دولا سه‌لا لباس می‌پوشیدی، یه بافتنی مامان‌دوز هم روش. جورابا از پامون کنده نمی‌شد.

اوایل آبان بخاری‌های نفتی و علاالدین های سبز و کرمی‌رنگ از تو انباری‌ها میومد بیرون. تویست هم بود که ژاپنی بود و باکلاس، تازه بو هم نمی‌داد .

 بخاری‌های نفتی اکثرا یا ارج بودند یا آزمایش. همشونم سبز و سیاه.


ملت یا بشکه ۲۲۰ لیتری نفت تو حیاط داشتند یا اگه باکلاس بودند یه تانکر بزرگ ته حیاطشون . 

نفت آوردن نوبتی بود، پسر و دختر هم نداشت، اگه زرنگ بودی و یادت بود که تا قبل از غروب بری و سهمت رو بیاری که هیچ، 

وگرنه تاریک و ظلمات باید پیت به دست میرفتی تا ته حیاط عینهو کوزت. 

برف که اکثر وقتا روی زمین نشسته بود حتی شده ۵ سانت. اگر هم برف نبود، یخ زده بود زمین، باید تاتی تاتی میرفتی تا دم تانکر، گاهی مجبور بودی از تو بشکه‌های ۲۲۰لیتری، نفت رو منتقل کنی به گالن‌های کوچیکتر .

اون موقع یه وسیله‌ کارآمدی بود که ازقضای روزگار اسم خاصی هم نداشت. یه لوله کرم رنگ با یه چی نارنجی شبیه آکاردئون روی سرش و شیلنگی که عین خرطوم فیل آویزون بود، خدایی اسم نداشت ولی خیلی کار‌راه‌انداز بود.


کرسی یا بخاری رو میذاشتن تو هال و بسته به شرایط جوی و گذر فصل، دکوراسیون خونه رو هی تغییر می‌دادند . یعنی سرد و سردتر که می‌شد، درب اتاق ها یکی‌یکی بسته میشد و محترمانه منتقل می‌شدی به وسط هال . 

دی و بهمن عملا خونه فقط یه هال داشت با دمای قابل تحمل و یه آشپزخونه‌ گرم.

اتاق‌ها در حد سیبری سرد بود و اگه یه وقت خدانکرده قصد می‌کردی بری تو اتاقت و یه چیزی ورداری، باید یه نفس عمیق می‌کشیدی، درو باز می‌کردی، به دو می‌رفتی و به دو برمی‌گشتی. 

و دقیقا تو همون زمان، حداقل چهار نفر با هم داد می‌زدند...

 درو ببند.  وای سوز اومد ،  باد بردِمون .

گاهی هم که خسته می‌شدی و دلت می‌خواست بری تو اتاقت، یا امتحانی چیزی داشتی، یه بخاری برقی قرمز با دو تا لوله‌ سفالی سیم‌پیچ شده می‌دادند زیر بغلت، بدیش به این بود که باید میرفتی تو بغلش می‌نشستی تا گرم شی، دو قدم دور می‌شدی نوک دماغت قندیل می‌بست . 


بخاری محل تجمع کل خونواده بود، موقع سریال همه از هم سبقت می‌گرفتند که نزدیکترین جا به بخاری رو پیدا کنند، حتی روایته که بعضیا از هول دور موندن از بخاری، شام رو هم نصفه ول می‌کردند.

پشت بخاری معمولاً مخفیگاه جورابهای شسته شده و کفشای خیس بود که باید خشک میشد تا صبح به پا بکشی و بری مدرسه.

و اما روی بخاری، آشپزخونه‌ دوم مامان بود، همیشه یه چیزی بود برای پختن و داغ شدن یا خشک کردن. اگر هم نبود، پوستای پرتقالی بود که ردیف می‌کرد رو بخاری تا بوی نفت، زیر عطر پوست پرتقال‌های نیمسوز گم بشه.


موقع خواب، دل شیر می‌خواست سرت رو بذاری رو بالش گل‌گلی یخ ،  بالش رو با احتیاط پهن می‌کردیم رو بخاری، بعد هم جلدی تاش میکردیم که گرمیش نره؛ سرت رو که میذاشتی رو بالش گرم، انگار گرمی آفتابِ وسط تابستون بود که آروم، لابه‌لای موهات نفوذ می‌کرد. پتوهای ببر و طاووس‌نشان و لحاف‌های پنبه‌ای ساتن دوز رو تا زیر چونه بالا می‌کشیدیم. صدای گرگر بخاری آرامش‌بخش‌ترین لالایی شبانه بود .


بیرون سرد بود،خیلی سرد .

 ولی دلمون گرم بود. گرم به سادگی زندگی‌مون، به سادگی بچگی‌مون. دلمون گرم بود به فرداهایی که میومد. فرداهایی که سردیش اثری نداشت تو شادیامون، شادی بچه‌هایی که با چکمه‌های رنگی کفش‌ملی تو راه مدرسه، گوله برفی سمت هم پرتاب می‌کردند، بچه‌هایی که گرچه دست‌هاشون مثل لبو قرمز قرمز بود ولی دلاشون گرم گرم گرم بود.

Apr 17, 2025

نظرسنجی پازارگاد

لطفا در نظرسنجی رستوران های پازارگاد شرکت بفرمایید و ما را از نظرات ارزشمند خود آگاه کنید. 

https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSfsJg8HLPDhvK0PsjEIKHOpE3gzJtqxSe1rsAMQB_yIX_bV0g/viewform?usp=header


https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSfsJg8HLPDhvK0PsjEIKHOpE3gzJtqxSe1rsAMQB_yIX_bV0g/viewform?usp=header


Apr 14, 2011

کره ماه


  1. کره ماه تنها ماه کره زمین است
  2. برخی از سیارات دارای ماههای گوناگون هستند.

  3. مثلا مشتری هشت ماه دارد.


Zaban Parsi

it is test.
pecture for test.



test.

Feb 4, 2011

تاریخ منطقه عسلویه

بسیاری ناآگاهانه و بدون مطالعه و تحقیق و بررسی اینگونه می پندارند که منطقه ما نوپا و تازه مسکون است و تاریخ کوتاه و مرده ای دارد. حتی پا را از این فراتر می نهند و می گویند: «این منطقه غیر مسکون بوده و عده ای مهاجر از آنسوی خلیج در پی جا و مکانی می گشتند و بر حسب تصادف به این منطقه آمده و ساکن آن شده اند.» این افراد همانگونه که بیان شد بدون بررسی و تحقیق، این امور را بیان می نمایند.


تاریخ منطقه همانگونه که آثار فرهنگی و میراث باقی مانده از گذشتگان نشان می دهد به چند هزار سال قبل از میلاد حضرت مسیح (ع) برمی گردد. آثار موجود در شهر باستانی و بسیار معروف سیراف، نابند، کوههای منطقه و شهر معروف دور (بین روستاهای صفیه و زبار) حکایت از پیشینه باستانی و درخشان این منطقه می نمایند. البته مطالعات اندکی بر روی آثار موجود صورت گرفته ولی همین مطالعات ناقص و مدارک و منافع تاریخی موجود گفته های بسیاری درباره تاریخ این منطقه بازگو می کنند.

در فهرست کتب شرقی (بریتانیا) آمده است که سیراف را کیکاووس بنا کرده است. ولی آنچه که از خود خرابه های موجود در جاجای منطقه می توان این حدس زد که مدتهای مدد قبل از ساسانیان و پیش از احداث بندر اسلامی سیراف این منطقه مسکون و آبادی بوده است. برای توصیف شکوه و پیشرفت سیراف، تنها به روایتی از اصطخری صاحب کتاب «المسالک و الممالک» در نیمه اول قرن چهارم هجری اکتفا می کنیم. وی می گوید: «بعد از شیراز، سیراف مهم ترین شهر فارس و از حیث و سعت به همان اندازه شهر شیراز می باشد. خانه های آنجا از چوبهای ساج ساخته شده و دارای چندین طبقه است. شهر مزبور در ساحل دریا واقع شده و دارای ابنیه قشنگ و جمعیت زیادی است. ساکنان سیراف به قدری به خانه های ظریف و خوش ساخت علاقه دارند که گاهی تا ۳۰ هزار دینار زر (برابر ۱۵ هزار پاوند) برای ساختمانها، عمارت ها خرج می کنند و اصراف نمی پندارند».

مقدسی یکی دیگر از نویسندگان شهیر نیز می افزاید: «در میان بلاد اسلام از جهت منظره شگفت و زیبایی بناها، هیچ جا خانه هایی مثل خانه های سیراف ندیده ام. این خانه ها از چوب ساج و آجر بر روی بلندی ساخته شده و قیمت خانه در آنجا گاهی از صد هزار درهم تجاوز می کند».

پس از زمین لرزه ای شدید در سال ۳۶۶ هجری که هفت روز و هفت شب به طول انجامید منطقه روبه ویرانی کشید. خانه ها ویران و مردم به دریا گریختند. پس از آن نابند تا مدتهاست مرکز تجاری گشت و کشتیهای فراوان در آن جا لنگر می انداختند. از آن جهت به نابند مشهور گشته که، ایستگاه و توقفگاه و محل بستن کشتیهای بزرگ تجاری بوده است.

منطقه عسلویه:

نام منطقه ای است که تا کنون ناشنا خته مانده بود ، و حتی نیازی به شناخت آن وجود نداشت . منطقه ای بکر و طبیعی و دست نخورده به گونه ایکه یکی از نادرترین شرایط طبیعی در طول سواحل خلیج فارس به شمار می رود و مردمی با پیشه صیادی و کشاورزی روزگار خود را در آرامش و بی دردسر می گذراندند.

اصولا روحیه افراد دریانورد و ماهیگیر روحیه پاک و بی ریا و سختی کشیده ای می باشد که جز فکر نان و خانواده درد و دلمشولی دیگری ندارد ،و تعامل او با جوامع مرکزی در حداقل است و تنها با ساحل نشینان رفت و آمد دارد و با آنها در تعامل است.

نویسنده فارسنامه ناصری که به گونه ای تاریخ معاصر عسلویه را بر زبان رانده :و آنرا تمیمی نیز گویند و تمیمی و مالکی. و این در جانب جنوب شیراز است درازای آن از قصر کنار تا بندر عسلویه۷ فرسخ نگذرد.

محدود است از جانب مشرق نواحی فومستان لارستان وبلوک گله دار و از طرف شمال ، باز به بلوک گله دار و از سمت مغرب و نوب به رای فارس و قصبه این بلوک عسلویه است . نزدیک به ۶۷ فرسخ از شیراز دور است . در قدیم قصبه این بلوک بندر نابند بود ، پس طایفه ال حرم ........، بندر عسلویه را تصاحب نموده اند و آبادی را از بندر نابند ، نقل به عسلویه کردند و در قدیم نابند تجارتخانه و جای معامله مروارید بوده است که صدفهای درست از دریا آورده دشکسته ، مروارید ها را به تجار می فروختند و صدف ها را در کنار گمرک خانه نابند می ریختند و در سال ۱۳۷۵ نگارنده این فارسنامه ناصری به مصاحبت نواب والا عبدالباقی میزرا ، والی اردستان به بندر نابند رفتم و چندین تل بزرگ و کوچک را از صدف دیدم و در این چند سال اهالی این سامان تل های صدف را به انگلیسیها می فروختند و تمامی آنها را حمل به جهازات کرده بردند و حاکم این بلوک در خانواده مشایخ آل حرم است . در سال ۱۲۰۰ و اند شیخ خلفان آل حرم حاکم این بلوک گردید . و بعد از وفات او ، پسرش شیخ عبدالله خان به جای پدر نشست و بعد از وفات او ، حکومت این بلوک به شیخ احمد خان پسر دیگر شیخ خلفان رسید و بعد از وفات اوپسرش ، شیخ ابرهیم خان عسلویه آل حرم به جای پدر نشست و در ۱۲۸۴ چنانچه در بلوک کنگان گفته شد شیخ مذکور کنگانی لشکری آورد و به قهر و غلبه بندر عسلویه را بگرفت و شیخ ابراهیم خان و بنی اعمام و قبیله او را ، به جز چند نفر به سزای اعمال خود رسید. شیخ احمد خان عسلویه آل حرم پسر شیخ سیف از بنی اعمام شیخ ابراهیم خان متفر قه ای آل حرم را جمع نمود و در بندر عسلو بنای آبادی را گذاشت و ضابط بلوک گردید.

کشت و زرع ونخلستان این بلوک همه دیمی است و از گاو چاه جالیز به عمل می آورند و در تمام سواحل دریای فارس آب شیرین گوارا یافت نمی شود مگر چشمه آب بیدخون که از کوهستان گله دار و از بلندی کوه در دره ریختهُ وبه مسافت نیم فرسخی از دره درمی آید و باغستان لیمو و انار و نخلستان بیدخون را آب داده ، چنانچه بماند بعد از باغستان ،زراعت گندم و جو و پنبه کنند.

این بلوک مشتمل بر ۲۵ قریه آباد است(همه روستا ها بجز روستاهایی که زیر آنها خط کشیده شده اکنون جزء بخش عسلویه می باشند)

ـ اخند: ۲فرسخ مشرقی عسلویه است.

ـ اکابر: ۶فرسخ کمتر میانه جنوب و مشرقی عسلویه است.

ـ برکه دکان : ۷فرسخ کمتر میانه جنوب و مشرقی عسلویه است.

ـ بزباز: ۱فرسخ و نیم مشرق عسلویه است.

ـ بساتین: ۳فرسخ میانه جنوب و مشرقی عسلویه است.

ـ بستانو: ۴ فرسخ میانه جنوب و مشرقی عسلویه است.

ـ بندر بیدخون:نیم فرسخ مشرق عسلویه است.

ـ بندر عسلویه:همان قصبه بلوک مالکی است.

ـ بندر عسلویه:بندر و دهی است از دهستان ثلاث بخش کنگان شهرستان بوشهر . و سکنه آن ۹۰۰تن . آب آن از چاه . محصول آن غلات ، تنباکو و پیاز است . لنگرگاه این آبادی در داخل خلیج نای بند و پنج کیلومتر و نیمی ساحل به عمق پنج متر است و برای کشتی های کوچک مناسب است.

لغت نامه دهخدا

ـ بندر نابند: ۲فرسخ میانه جنوب و مشرقی عسلویه است.

ـ نای بند:از دهات دهستان تمیمی بخش کنگان شهرستان بوشهر است ،در ۸۵ گزی جنوب شرقی کنگان و ۵ هزار گزی جاده شوسه سابق کنگان به لنگه . در جلگه گرمسیری در ساحل دریا واقع است و ۲۱۶ تن سکنه دارد. آبش از چاه ومحصولاتش غلات ، خرما و تنباکو و شغل مردمش زراعت است.

لغت نامه دهخدا

ـ تنبو: ۶فرسخ میانه جنوب و مشرقی عسلویه است.

ـ چاه مبارک: ۴ فرسخ میانه جنوب و مشرقی عسلویه است.

ـ چاه مبارک:دهی است از دهستان تمیمی بخش کنگان شهرستان بوشهر که در ۹۳ هزار گزی جنوب و خاور کنگان ، کنار راه شوسه سابق کنگان به لنگه واقع شده است.جلگه ، گرمسیر و مالاریائی است و ۴۲۸ تن سکنه دارد.آبش از چاه محصولش غلات خرما و تنباکو و شغل اهالی زراعت است.

لغت نامه دهخدا

ـ خره : ۵/۵فرسخ میانه جنوب و مشرقی عسلویه است.

ـ خیارو:۵/۲ فرسخ میانه جنوب و مشرقی عسلویه است.

ـ ده نو سفلا :۲ فرسخ مشرقی عسلویه است.

ـ ده نو علیا:۲ فرسخ بیشتر مشرقی عسلویه است.

ـ زبار: ۴ فرسخ میانه جنوب و مشرقی عسلویه است.

ـ سهمو سفلا :۵ فرسخ میانه جنوب و مشرقی عسلویه است.

ـ سهمو علیا:۵.۵ فرسخ میانه جنوب و مشرقی عسلویه است.

ـ صفیه: ۳ فرسخ میانه جنوب و مشرقی عسلویه است.

ــ صوروباش: ۵/۶فرسخ میانه جنوب و مشرقی عسلویه است.

ـ عسکری :۳ فرسخ مشرقی عسلویه است.

ـ فوارس: ۶فرسخ میانه جنوب و مشرقی عسلویه است.

ـ قصر کنار:۷ فرسخ میانه جنوب و مشرقی عسلویه است.

ـ کنارخیمه : ۴ فرسخ میانه جنوب و مشرقی عسلویه است.

ـ نخل هاشل:۵/۲ فرسخ میانه جنوب و مشرقی عسلویه است.(در حال حاضر وجود ندارد)

ویرانی های ناشی از زلزله هولناک سالهای ۳۶۶ و ۳۸۶ هـ.ق و فرار مردمان و خالی شدن شهر به مثابه پایان کار بندر سیراف، و شروع حیات تازه نابند پس از آن کیش و انتقال کند فعالیتهای اقتصادی از یک مکان به مکان دیگر، از جمله تغییر و تحولات مهم تاریخ اجتماعی خلیج فارس به شمار می رود.

حال و پس از چندین قرن دوباره آبادانی و شکوفایی به منطقه سیراف و نابند باز گشته، البته نه در بازرگانی و تجارت بلکه در زیر لوله های عظیم گازی و پروژه های پتروشیمی.

مخالفت و تضاد مردم و فرهنگ منطقه با توسعه و پیشرفت:

بسیاری اینگونه می پندارند که مردم این منطقه با پیشرفت و توسعه مخالفند و تحول موجود را علی رغم خواسته های خود می دانند. این تصور بسیار اشتباهی است. با توجه به تاریخ منطقه و به سبب موقعیت مرزی، تعامل مردم منطقه با مردمان آنسوی خلیج فارس، این تغییر و تحولات به هیچ وجه برای مردم غریب و عجیب نیست. مردمی که خود دوران بی رونقی و ویرانی و کپرنشینی در حدود ۲۰سال گذشته کشور های خلیج فارس نظیر امارات و قطر را زندگی کرده اند و هم اکنون نیز پیشرفت و توسعه جهشی در این کشور شاهدند. نه تنها با پیشرفت و توسعه بیگانه نیستند بلکه خود خواهان آن می باشند، و این نکته بسیار مهمی است. چرا که اگر روحیه پیشرفت در میان جامعه ای وجود داشته باشد. کار توسعه آن جامعه به سرعت پیش خواهد رفت.

همیشه این نکته را در ذهن داشته باشیم که این منطقه تنها منطقه ای در سواحل خلیج فارس است که مستعره هیچ کشور و هیچ دولتی نشده و این امر محقق نگشته مگر با وجود مردمی آگاه و شجاع و فهیم منطقه
تست آزمايشي دوم با عكس گذاشته شد.

اين يك ژست آزمايشي است.